خوشنویسی

تأملي‌ بر هنر خوشنويسي‌ در جهت‌ انتقال‌ فرهنگ‌ اسلامي‌

 ن‌ والقلم‌ و ما يسطرون‌   

       با احترام‌ به‌ كاتبان‌ وحي‌، اين‌ آغازگران‌ خوشنويسي‌ در تاريخ‌ تمدن‌ اسلامي‌، و با احترام‌ به‌ نياكان‌ ارزشمند اين‌ هنر مقدس‌، آنچه‌ درپي‌ مي‌آيد مقدمه‌ گونه‌اي‌ است‌ از هنر خوشنويسي‌ كه‌ همواره‌ از هنرهاي‌ كهنِ سرزمين‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌رفته‌ و در عرصه‌ پر فراز و نشيب‌ تاريخ‌ پرعظمت‌ اين‌ ديار حضوري‌ جاودانه‌ و فعال‌ و مؤثر داشته‌ است‌ .

                 در ميان‌ ملل‌ جهان‌، خط‌ منحصراً وسيله‌ نمايش‌ و ضبط‌ و تفهيم‌ مقاصد و افكار بوده‌ و استثناءً ذوق‌ لطيف‌ ايراني‌ توانسته‌ است‌ مانند ساير صنايع‌ ظريفه‌ از آن‌ بهره‌ جويد و قرنها است‌ كه‌ خط‌ ايراني‌ يكي‌ از مظاهر هنري‌ ظريف‌ و ملي‌ ماست‌.

                 خوشنويسان‌ بزرگ‌ ايران‌ در هر دهه‌ يا سده‌هاي‌ مختلف‌، با ذوق‌ نوآور و خلاق‌ خويش‌ رنگ‌ و جلاي‌ خاصي‌ به‌ اين‌ هنر بخشيده‌ و با عشق‌ و ايمان‌، نقش‌ خويش‌ را ايفا كرده‌ و اين‌ درّ گرانمايه‌ را در سير تحول‌ خويش‌ روز به‌ روز، جلوة‌ بيشتري‌ بخشيده‌ و تا به‌ امروز پاسش‌ داشته‌اند.

                 قريب‌ به‌ هزار سال‌ است‌ كه‌ خطّ، وسيله‌ هنر نمايش‌ آنان‌ بوده‌ و پيوسته‌ درصدد تكميل‌ و توسعه‌ آن‌ بوده‌اند و مدت‌ هفت‌ قرن‌، پيوسته‌ خطوط‌ ايراني‌ مسير تكامل‌ خود را طي‌ كرده‌ تا آنجا كه‌ در قرن‌ دهم‌ به‌ حد اعتلاي‌ ترقي‌، زيبايي‌ و شيوايي‌ رسيده‌ و صفا و شأن‌ آن‌، زبانزد خاص‌ و عام‌ تاريخ‌ هنر ايران‌ زمين‌ و جهان‌ بوده‌ است‌ .

                 نژاد آريايي‌، سرزمينش‌ مَهد و خاستگاه‌ هنر بوده‌ است‌. آن‌ هم‌ هنري‌ در اوج‌ زيبايي‌ و ظرافت‌ ،تا آنجا كه‌ از دوران‌ باستان‌ تا به‌ امروز، ميعادگاه‌ هدايت‌ و معنويت‌ و راهي‌ براي‌ انتقال‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ به‌ ساير ملل‌ نيز بوده‌ است‌ .

                 كلام‌ پر ارزش‌ بزرگان‌ ادب‌ پارسي‌ و اشعار حكيمانة‌ آنان‌ همراه‌ با مضامين‌ عارفانه‌، سبب‌ مي‌گشت‌ تا خوشنويسان‌ با ارائه‌ آن‌، هنر خويش‌ را مضاعف‌ سازند و جلوة‌ اين‌ هنر مقدس‌ را دو صد چندان‌ نمايند، چرا كه‌ اين‌ هنر، اصيل‌ترين‌ هنرهاي‌ اسلامي‌ به‌ شمار مي‌آيد و اولين‌ بار كاتبان‌ وحي‌ زيباترين‌ و بليغ‌ترين‌ كلام‌ها را كه‌ همان‌ كلام‌ خداي‌ تعالي‌' است‌، به‌ آن‌ زينت‌ بخشيده‌اند .

                 خطاطي‌ و كاربردهاي‌ گوناگون‌ آن‌ كه‌ شامل‌ كتيبه‌ نگاري‌، خوشنويسي‌ روي‌ بوم‌، كاغذ، سفال‌ و غيره‌ بود در اشكال‌ مختلف‌ ظاهر گرديده‌ و هنرمندان‌ بزرگي‌ همچون‌ عليرضا عباسي‌ بر دور گنبد نيلگون‌ مسجد شيخ‌ لطف‌ ـ الله‌ و سر درب‌ و گنبد مسجد امام‌ اصفهان‌، آيات‌ كريمة‌ قرآن‌ را به‌ خط‌ ثلث‌ بر كاشي‌ لاجوردي‌ نگاشته‌اند و نامشان‌ جاودانه‌ مانده‌ است‌ .

                 در دهه‌هاي‌ بعد استادان‌ بزرگ‌ اين‌ سرزمين‌، زيباترين‌ آثار و قطعات‌ را به‌ رشتة‌ تحرير درآوردند و نام‌ نيكشان‌ در كنار آثار دل‌ انگيزشان‌، همواره‌ زينت‌ بخش‌ موزه‌هاي‌ جهان‌ گرديد .

                 استاد ميرعماد الحسني‌، عمادالكتاب‌ سيفي‌، عبدالمجيد درويش‌ طالقاني‌، ميرزاغلامرضا اصفهاني‌، سيد علي‌ اكبر گلستانه‌، عبدالرحيم‌ افسر و ديگر هنرمنداني‌ كه‌ در اين‌ مرز و بوم‌ زيستند، طليعه‌اي‌ فرخنده‌ و نمادين‌ را كه‌ چشم‌ اندازي‌ موزون‌ و معني‌ دار در فرآيند تلاش‌ هايشان‌ بود، به‌ نمايش‌ گذاردند و بجاست‌ از استاداني‌ همچون‌: سلطان‌ علي‌ مشهدي‌، فتحعلي‌ حجاب‌ شيرازي‌، محمد صالح‌ اصفهاني‌ ،علاءالدين‌ تبريزي‌، خواجه‌ اختيار منشي‌ و سيدكاظم‌ واله‌، ذكري‌ به‌ ميان‌ آيد كه‌ در زمان‌ خويش‌ نقش‌ به‌ سزايي‌ را ايفا نموده‌اند .

                 تا اينكه‌ هنرمند وارستة‌ ديگري‌ همچون‌ استاد محمدرضا كلهر، حركتي‌ نوين‌ در سير تكاملي‌ خوشنويسي‌ ايران‌ آغاز نمود و زيبا گونه‌هاي‌ جديدي‌ را در كنار هنر گذشتگان‌ در معرض‌ ديد علاقه‌مندان‌ قرار داد و پس‌ از آن‌ استادان‌ بنامي‌ همچون‌ سيد حسن‌ و سيد حسين‌ ميرخاني‌ با استعانت‌ از شيوة‌ او، مهارتهاي‌ دقيقي‌ را به‌ كار بسته‌ و اين‌ گوهر گرانمايه‌ را تا به‌ امروز به‌ نسل‌ انقلاب‌ سپردند .

                 سرآمد خوشنويسان‌ معاصر ايران‌، استاد غلامحسين‌ اميرخاني‌، در راه‌ اعتلاي‌ اين‌ هنر مقدس‌ بسيار كوشيده‌اند و تلاش‌ مضاعف‌ بعضي‌ از معاصرين‌، همچون‌ استاد كرمعلي‌ شيرازي‌، اوج‌ زيبائي‌ نستعليق‌ را به‌ علاقه‌مندان‌ عرضه‌ كرد كه‌ براي‌ نسل‌ حاضر بسيار حائز اهميت‌ مي‌نمايد و محققي‌ بزرگ‌ چون‌ شادروان‌ استاد حبيب‌ اله‌ فضائلي‌ ،كه‌ يادش‌ همواره‌ جاودان‌ باد، بيش‌ از نيم‌ قرن‌ در اين‌ راستا تلاش‌ و كوشش‌ نموده‌اند .

                 بر كسي‌ پوشيده‌ نيست‌ كه‌ در ميان‌ عرصه‌هاي‌ هنر اسلامي‌، خوشنويسي‌ از آن‌ رو حائز اهميت‌ است‌ كه‌ اين‌ هنر، در دامانِ قرآن‌ كريم‌ پا به‌ عرصة‌ وجود نهاده‌ است‌، چنانكه‌ معنويت‌ سرچشمة‌ زلال‌ وحي‌ در تمام‌ مراحل‌ خوشنويسي‌ اسلامي‌ حضوري‌ جاودانه‌ دارد. به‌ همين‌ دليل‌ اين‌ هنر مقدس‌ رابطه‌اي‌ نزديك‌ با تهذيب‌ نفس‌، طهارت‌ روح‌ و جاودانگي‌ وجدان‌ خوشنويس‌ دارد و به‌ مخاطب‌ خويش‌ اين‌ اجازه‌ را مي‌دهد كه‌ حجاب‌ صورت‌ را كنار زده‌ و بطون‌ كلمات‌ الهي‌ و معارف‌ قرآني‌ و عرفان‌ اسلامي‌ را مشاهده‌ و درك‌ نمايد .

                 در پايانِ اين‌ مقدمة‌ كوتاه‌ لازم‌ است‌ كه‌ به‌ خطوط‌ اسلامي‌ رايج‌ در داخل‌ و خارج‌ ايران‌ كه‌ بعضاً در بين‌ ملل‌ اسلامي‌ رايج‌ است‌ اشاره‌اي‌ داشته‌ باشيم‌ ؛ از آن‌ جمله‌ است‌: خط‌ نستعليق‌ كه‌ عروس‌ خطوط‌ نام‌ گرفته‌، و شكسته‌ نستعليق‌ كه‌ به‌ عنوان‌ خط‌ تحريري‌ ايران‌ به‌ كار مي‌رفته‌ است‌ و امروزه‌ به‌ زيباترين‌ شكل‌ ممكن‌، توسط‌ بزرگ‌ استاد خط‌ شكسته‌ ،يداله‌ كابلي‌ خوانساري‌، به‌ علاقه‌مندان‌ عرضه‌ مي‌گردد .

                 خط‌ ثلث‌ كه‌ ويژه‌ نگاشتن‌ كتيبه‌ بر سر درب‌ مساجد، تكايا و حسينيه‌ها و بعضاً نگارش‌ بخشهائي‌ از قرآن‌ كريم‌ بوده‌ است‌ .

                 خط‌ نسخ‌ كه‌ مخصوص‌ نگارش‌ قرآن‌ كريم‌ بوده‌ و هست‌ و در ميان‌ اكثر ملل‌ مسلمان‌ رايج‌ است‌ .

                 خط‌ رقعه‌ كه‌ خط‌ تحريري‌ زبان‌ عرب‌ به‌ شمار مي‌آيد، در كنار خط‌ ديواني‌ كه‌ مخصوص‌ نگاشتن‌ عنوانها، سرفصلها و مقدمه‌ها در كشورهاي‌ عربي‌ است‌ .

                 خط‌ كوفي‌ كه‌ انواع‌ و اقسام‌ آن‌ به‌ بيش‌ از صد نوع‌ مي‌رسد و مادر خطوط‌ نام‌ گرفته‌ و اقسام‌ شش‌ گانة‌ :ثلث‌، نسخ‌ ،محقق‌ ،ريحان‌ ،رقاع‌ و توقيع‌ از آن‌ استخراج‌ مي‌گردد .

                 گرچه‌ در اين‌ نوشتار كوتاه‌ ،آن‌ همه‌ سخنِ فراخ‌ در باب‌ خط‌ نمي‌گنجد و وصف‌ حالِ نيِ از نيستان‌ وامانده‌ با آن‌ همه‌ سخنهاي‌ درون‌ و ناله‌هاي‌ جانسوزش‌ در اين‌ كلام‌ ناقص‌ نمي‌آيد ،اما هنر مقدس‌ خوشنويسي‌ با همين‌ ني‌، آغازيدن‌ مي‌گيرد و به‌ كمال‌ مي‌رسد و هنرمندِ خلاق‌ با قلمي‌ خشك‌، درد هجران‌ باز مي‌گويد و مريدان‌ و شاگردان‌ خويش‌ را با جذابيت‌ خاصِ خود، به‌ عمق‌ معناي‌ شعر مولانا در درياي‌ ژرف‌ مثنوي‌ غوطه‌ور مي‌سازد كه‌ :

                 بشنو از ني‌ چون‌ حكايت‌ مي‌كند  وز جدائيها شكايت‌ مي‌كند

       كز نيستان‌ تا مرا ببريده‌اند  از نفيرم‌ مردو زن‌ ناليده‌اند .

  مطلب از دوست خوبم:غلامرضا راه‌ پيما

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط صادق تاج بخش   | 

خوشنویسی و تحولات

خوشنویسی یا خطاطی در ایام گذشته و دنیای سنتی، پیوسته با تحول و نوآوری همراه بوده است اما در جهان سنتی، به دلیل عدم نیاز عامه مردم به طور مستمر و روزمره به خط و فقدان نیازهای تجاری و انتشاراتی و تبلیغاتی، اهداف خوشنویسی ترکیبی بوده است از زیبایی بصری ـ آسانی، سرعت و سهولت نگارش و خوانایی تا درنهایت، بتواند روند مراسالات و مکاتبات و امور دیوانی و تا حدودی نیز انتقال دانش و اطلاعات را سرعت و سهولت بخشد. از طرف دیگر، هم در نظام سنتی و هم در دنیای معاصر و مدرن، انگیزه‌های کارکردی عاملی مهم و درجه اول، ‌در تحولات خط محسوب می‌شود. اگر چه زیبایی بصری نیز بدون شک مورد نظر خطاطان قرار گرفته اما امروز، صنعت چاپ و یک دستی و متحدالشکلی مکاتبات، این بعد عملکردی خطاطی را به حداقل رسانده و در کنار آن جنبه‌های دیگر خطاطی اهمیت یافته است. بنابراین نوآوری، مهم‌ترین خاستگاه تحولات خط در یکصدو پنجاه سال اخیر می‌‌باشد. تحولات فرهنگی ـ هنری و سیاسی ـ اجتماعی و فناوری که زمینه ساز نوآوری متفاوتی در خط شده‌اند در ایران، طی دو حرکت در دوره‌های قاجار و پهلوی خطاطی و خوشنویسی را تحت تأثیر قرار داده اند:

  • الف ـ دوره اول ـ قاجاریه ـ (‌دوره نوآوری در جامعه سنتی)

جامعهٔ قاجاری جامعه‌ای سنتی بود اما در این دوران از عهد عباس میرزا پسر فتحعلی شاه و پس از جنگ های ایران و روس و شکست های ایران با جمع بندی از دلایل شکست و با حرکتی عبرت گیرانه توسط عباس میرزا تحولاتی در روند نوآوری انجام گرفت که حاصل آن نوسازی قشون ـ ‌ورود صنعت چاپ و ورود برخی کارخانجات و تأسیس مدارس سبک جدید و فرستادن دانشجو به خارج از کشور برای کسب علم و هنر بوده است. اما شاه بیت این نوآوری بعدها در ظهور و روزنامه ها و نشریاتی تحقق یافت که به نحوی اطلاع رسانی و آگهی های جدید را به عهده گرفتند. خط و خوشنویسی نیز در پرتو این تحولات وارد عرصه شد اما با ضرب آهنگی بسیار کند حرکت نمود تا بتواند نشریات تازه بر عرصه رسانده را بسنده نماید به عنوان نمونه نخستین نشریاتی که خوشنویسی جدیدی را می‌‌طلبیدند عبارت بودند از:

کاغذ اخبار در 1253 به سردبیری میرزا صالح شیرازی
وقایع اتفاقیه 1267 –1264 به سردبیری امیرکبیر
قانون 1295-1290 به سردبیری میرزا ملکم خان

به طور تفصیلی تر و جهت تشریح نوآوری و تأثیر ‌آن بر خطاطی یکصد و پنجاه ساله آخر سرنوشت نخستین روزنامه‌های ایران قابل بررسی است.(به جستارهای مربوط به هر روزنامه مراجعه کنید)

  • ب- دوره دوم – پهلوی (دوره‌ نوسازی

در سراسر قرن چهارده شمسی تاریخ خط و خوشنویسی در ایران مواجه با سرعت و نوآوری شگفتی است تا بتواند نیازهای معاصر تجارت و تبلیغات و فناوری را پاسخگو باشد. از سوی دیگر در سراسر قرن بیستم مکاتب بین‌المللی که پس از تولید در خاستگاه خود به سرعت جهانی می‌شدند، هنرمندان نوآور جهان به دو دسته تقسیم گردند: نخستین دسته هنرمندانی بودند که در هماهنگی کامل با سبک‌های بین‌المللی قرار گرفتند و دسته دوم از هنرمندانی تشکیل می‌شد که گرایش‌های بومی و ملی را در فضایی جهانی جستجو می‌کردند. نقش این هنرمندان بر تولد خطاطی نوین از چنان اهمیتی برخوردار است که جایگزینی برای آن نمی‌توان یافت. شاید بتوان گفت مکتب سقاخانه خاستگاه اصلی زیباشناسی و نوآوری معاصر، در خوشنویسی خط بوده است.

    • مکتب سقاخانه و تأثیر آن بر نوآوری در خطاطی

در دهه چهل در ایران – در بهبوهه مدرانیزاسیون و درگیری‌های سنت گرایان و مدرنیست‌ها در حالی که مکتب رایج در سپهر بین‌المللی، هنر مردمی یا پاپ آرت در حال عبور و انقضای دوره خود بود عده‌ای از هنرمندان نوآور ایرانی، مکتب جدیدی را بنیان نهادند که تأثیر شگرفی بر تحولات خط، از خود باقی گذاشت، این مکتب بعدها، سقاخانه، نام گرفت.

در رأس این هنرمندان – پرویزتناولی، ژازه طباطبایی و حسین زنده رودی در جستجوی تعریف درباره‌ای از زیبایی‌های ملی و سنتی برآمدند. و یا به بیانی دیگر این هنرمندان با عشق به زوایای فرهنگ ملی و نگاهی گسترده به فرهنگ جهانی به فکر افتادند که مکتبی ملی- بین‌المللی تأسیس نمایند و حتی شاید بدون تمهیدی اولیه و به صورتی طبیعی به سوی تأسیس مکتب فوق کشانده شدند رویکرد اینان به اشیاء و عناصر بصری محیط اطراف زندگی مردم که در سقاخانه و زیارتگاه‌ها و اماکن مذهبی وجود داشت، باعث شد که از این اشیاء در فضای معاصر تعریف مجددی به عمل آید و در سامانی دهی تازه و بدیعی، به مکتبی جدید و قابل قبول و سرشار از نوآوری تبدیل شود …

عناصر مورد علاقه این هنرمندان در نماز، قفل‌ها و کلیدها - ضریح ‌های اماکن متبرکه و سقاخانه‌ها، نگین‌های انگشتری و حرزها و کاسه‌ها و الواح شمایل‌هایی بود که در مجموع از دیرباز مورد استفاده مردم جامعه سنتی بوده است بدون اینکه مردم یا هنرمندان با جنبه‌های بصری و زیباشناختی آن توجه خاصی مبذول نموده باشند. در حقیقت زیبایی با گوشت و پوشت و خون جامعه سنتی عجین شده و مصرف‌کنندگان غرق در آن بودند. در این میان خط، هم به عنوان عنصری مستقل که در این اماکن پیوسته وجود داشته و هم به صورت حکاکی‌هایی، بر روی ظروف و نگین‌های انگشتری، مورد توجه هنرمندان قرار گرفت. آنان همان طور که ساخت و ساز و ترکیب‌بندی مجددی بر روی همه اشیاء و تصاویر مذکور انجام دادند با نگاه مجدد خلاقانه بر خط نیز، آن را تعریف جدیدی نموده و طراحی مجدد، ترکیب‌بندی و ساخت و ساز نوینی بدان بخشیدند و بدین ترتیب نگاه بصری تازه‌ای به خط، در قلب سقاخانه متولد شد و خط کوفی این بار، پس از تحویل و تحولاتی هزار و چهارصد ساله، به سوی زبان و بیان جدیدی حرکت نمود

+ نوشته شده در  شنبه 6 بهمن1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط صادق تاج بخش   | 

انجمن خوشنویسان ایران

انجمن خوشنويسان ايران از سال 1329 با همت استادان بزرگواری چون زنده ياد سيد حسين ميرخانی و ديگر استادان والامقام نظير شادروانان علی اکبر کاوه ، ابراهيم بوذری و سيد حسن ميرخانی ، با اهتمام زنده ياد دکتر مهدی بيانی محقق و استاد دانشگاه و تنی چند از عالی همتان فرهنگ خواه ، با همکاری وزارت فرهنگ و هنر وقت تاسيس و راه اندازی شد و نام کلاسهای آزاد خوشنويسی زينت بخش اين خانه عشق و دلدادگی گرديد. اين نهاد اصيل و مردمی بنياد نامه رسمی خود را با نام انجمن خوشنويسان ايران در تاريخ 19 شهريور ماه 1346 اخذ و فعاليتهای درخشان و تاثير گذار خود را پی گرفت. انجمن خوشنويسان ايران به تدريج و در آغاز دهه سوم حيات پربار خود دوره رونق و گسترش را تجربه کرد و در مواجهه با رويکرد وسيع و پرشور اقشار مختلف جامعه به ويژه جوانان و نوجوانان اقدام به تاسيس فراگير شعب در سراسر کشور نمود که اين روند همچنان ادامه دارد.



انجمن خوشنويسان ايران پرسابقه ترين سازمان هنری مستقل کشور است و می توان گفت از نظر قدمت تشکيلاتی و فرايند تاثير گذاری در جهان کم نظير و در خاور ميانه بی نظير است.
تصويب خط مشی ها و برنامه های کلی ، بررسی و تصويب اساسنامه انجمن بر عهده مجمع نمايندگان ، که در راس ارکان انجمن قرار دارد ، می باشد.

 

   شورای عالی انجمن ، منتخب مجمع نمايندگان است ، که با عضويت نمايندگان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی ، مرکز مشاوره و تصميم گيريهای انجمن را تشکيل می دهدمديريت اجرايی منتخب شورای عالی و رکن رکين شورای ارزشيابي هنری ، بازرسان و هيئت رسيدگی و داوری ، ارکان شش گانه انجمن خوشنويسان ايران را تکميل می کنند.

    اهداف انجمن از نگاه اساسنامه عبارتند از :

ترويج خطوط چهارگانه در داخل و خارج کشور

آشنا نمودن مردم با هنر خوشنويسی و نقش و کاربرد آن در توسعه فرهنگی کشور

دفاع از حقوق خوشنويسان

ايجاد ارتباط سازمانی و همکاری مطلوب ميان خوشنويسان

ايجاد ارتباط و تعامل با ساير موسسات فرهنگی به منظور رشد ، اعتلا ، نوآوری و افزايش غنای معنوی و فرهنگی کشور و نيز معرفی دستاوردها به ساير ملل و آموزش هنرها و فنون مرتبط با هنر خوشنويسی 

 

http://anjomankhoshnevisan.ir                  

 

                          

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 بهمن1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط صادق تاج بخش   | 

اطلاعات لازم براي هنرجويان خوشنویس

اطلاعات لازم براي هنرجويان

انجمن خوشنويسان بزرگترين مركز آموزش هنري است كه بيش از پنجاه سال سابقه فعاليت در امر آموزش خوشنويسي دارد. در حال حاضر كل مخارج اين مؤسسة بزرگ خوشنويسي از طريق شهريه ثبت نام هنرجويان تأمين مي گردد. با توجه به اينكه كلية درآمدهاي آن صرف هزينه هاي جاري از قبيل اجاره ساختمان ها و حقوق كارمندان و مدرسين ، آب و برق ...  مي شود مي توان گفت انجمن خوشنويسان مؤسسة فرهنگي عام المنفعه اي است كه هيچگونه سهامداري ندارد.

كلاسهاي انجمن خوشنويسان مشتمل بر كلاسهاي خوشنويسي ( خطوط نستعليق ، نسخ ، ثلث ، شكسته نستعليق ) ، خط تحريري ، تذهيب و قطعه بندي است. كلاسهاي خوشنويسي در 5 مقطع برگزار مي گردد.

دوره هاي آموزشي :



الف ) دورة مبتدي ( مقدماتي )

ب  )  دورة متوسط

ج  )  دورة خوش

د   )  دورة عالي

هـ  ) دورة ممتاز


الف ) دورة مبتدي :  اولين مقطع خوشنويسي است كه در اين دوره نحوة بدست گرفتن قلم ، شناخت اولية كاغذ و لوازم خوشنويسي ، اجراي بعضي از حروف و كلمات ساده و شناخت كرسي اوليه به هنرجويان آموزش داده تا پس از اتمام اين دوره هنرجويان ، توان اجراي يك سطر ساده در حد اين دوره را داشته باشند.

ب ) دورة متوسط :  در اين دوره هنرجويان علاوه بر يادگيري اجراي دقيق تر حروف ساده و كلمات و كشيده ها در ادامه آن با اجراي يك بخش ديگر از اتصالات و دو حرفي ها و   شيوه ها آشنا مي گردند كه با اتمام اين مرحله از عهدة اجراي سطرهايي با كلمات مشكل تر از دوره مبتدي بر مي آيند. 

ج ) دورة خوش : در دورة خوش مفردات و دو حرفي ها را در سطح بالاتر و تعدادي از چند حرفي ها و نحوة تركيب يك بيت ( دو مصرع زير هم ) با قلم مشقي و كتابت آموزش داده مي شود و هنرجويان مي بايست اجراي كلمات و سطر را در سطح بالاتري نسبت به دورة متوسط فرا گيرند تا موفق به گذراندن امتحان در اين دوره گردند.

د ) دورة عالي: پس از قبول شدن در دورة خوش طبق برنامه هاي آموزشي پيش بيني شده در پايان دوره ، هنرجو مي بايست سه امتحان  :   1 ) چليپا ( چهار سطر مورّب ) 2 ) كتابت     ( صفحه اي با قلم ريز ) 3 ) خط دوم ( يكي از خطوط نسخ ، ثلث ، شكسته ) را گذرانده و پس از قبول شدن در سه امتحان فوق قبول شدة دورة عالي محسوب مي گردد.

براي خط دوم خطوط نسخ ـ ثلث يا شكسته نستعليق پيش بيني گرديده است كه كاملاً انتخاب هر يك از آنها بستگي به علاقه شخصي هنرجو دارد.

كساني كه توان لازم براي پيگيري هر سه دوره ياد شده فوق ( يعني چليپا ـ كتابت و خط دوم ) را در طول يك ترم تحصيلي دارند ، مي توانند حتي با راهنمائي استاد خود خط دوم را انتخاب نموده و از كلاسها استفاده نمايند و چنانچه هنرجويان بلحاظ صرف وقت يا هر دليل ديگر امكان پيگيري دو خط بطور همزمان را نداشته باشند ، مي توانند پس از گذراندن يكي از موارد فوق و موفقيت در امتحان به يادگيري خط بعدي در ترم آينده مبادرت نمايند.

هـ ) دورة ممتاز : در خصوص دورة ممتاز هنرجوياني كه در هر يك از امتحانات دورة عالي قبول شده باشند مي توانند بجهت آمادگي در امتحان دورة ممتاز ، در كلاسهاي انجمن ثبت نام نمايند. بطور مثال اگر كسي نستعليق عالي را قبول شده باشد ، مي تواند جهت آمادگي براي امتحان نستعليق ممتاز در كلاسها ثبت نام نمايد و چنانچه در نستعليق عالي مردود شده باشد ولي كتابت يا خط دوم را قبول شده باشد ، مي تواند خطوط قبولي را  در دورة ممتاز و نستعليق عالي را مجدداً امتحان دهد.

هنرجوي دورة ممتاز مي بايست از عهدة اجراي كلمات و همچنين سطربندي به خوبي برآيد. در اين دوره ، هنرجو بايد علاوه بر شناخت بالائي از طراحي حروف و اجراي آن ، به نسبتها و فضاها ، رواني دست ، قلم گذاري صحيح ، رعايت اصول صحيح تركيب تسلّط كافي داشته باشد.

پس از قبول شدن هنرجويان در هر دوره با مراجعه به بخش آموزش مي توانند تقاضاي صدور گواهينامة مربوط به آن دوره را نمايند كه با ارائه فيش بانكي براي حق الصدور گواهينامه و عكس و دريافت رسيد پس از طي مراحل اداري گواهينامه مربوطه تسليم متقاضي خواهد گرديد.

توضيحاتي در مورد ارزش مدارك انجمن خوشنويسان ايران : 

مدرك انجمن خوشنويسان ايران از نظر سازمان استخدام كشوري مورد تأييد بوده و در صورت تقاضاي دارندة مدرك ممتاز، آثار متقاضي در شوراي عالي ارزشيابي هنري، مورد بررسي قرار مي گيرد و از معادل مدرك ليسانس تا دكترا، به سازمان ذيربط ابلاغ مي گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مرداد1384ساعت 7 بعد از ظهر  توسط صادق تاج بخش   | 

تاريخچه انجمن خوشنويسان


تاريخچه انجمن

قبل از طلوع اسلام خطوط مختلفي از جمله ميخي و پهلوي و اوستائي در ايران متداول بوده است. با پيدايش و ظهور دين مبين اسلام و گسترش آن در ايران، نياكان ما با پذيرش شريعت محمّدي، الفبا و خطوط اسلامي را نيز پذيرا شدند. خطّ متداول آنزمان كه نزديك دو قرن قبل از اسلام شكل گرفته بود، خطّ كوفي و نسخ قديم بود كه از دو خطّ قبطي و سرياني اخذ شده بود. پس از ظهور اسلام تا دو قرن بعد نيز اين خطوط بهمان سادگي آغازين بكار مي رفت. سپس به وسيلة ايرانيان تحوّلي در اين راه صورت پذيرفت و كم كم هنر خوشنويسي چهرة خود را نشان داد. بطوريكه در اوايل قرن چهارم بسال (310 هجري قمري) ابن مُقله بيضاوي شيرازي (متوفّي 328 هـ . ق) وزير المقتدربالّله با استفاده از خطوط موجود و نبوغ ذاتي خود خطوطي بوجود آورد كه به اقلام سته يا خطوط اصول معروف شد كه عبارتند از :  محقّق ـ ريحان ـ ثلث ـ نسخ ـ رقاع و توقيع ، و وجه تمايز آنها اختلاف در شكل حروف و كلمات و نسبتِ سطح و دور در هر كدام مي باشد و براي اين خطوط قواعدي وضع كرد و 12 اصل نوشت :  تركيب ـ كرسي ـ نسبت ـ ضعف ـ قوّت ـ سطح ـ دور ـ صعود مجازي ـ نزول مجازي ـ اصول ـ صفا و شأن. ابن مُقله اين خطوط را بسيار خوب مي نوشت. حدود يك قرن پس از او علي ابن هلال مشهور به ابن بواب (423 هـ . ق) براي خطّ نسخ قواعد جديدي بوجود آورد و آنرا كامل تر كرد. و بعداز او در قرن هفتم جمال الدّين ياقوت مستعصمي       (698 هـ . ق) هنرنمائي آغاز كرد و گويند 364 قرآن نوشت و علاوه بر تربيت 6 شاگرد معروف، به خطوط ششگانة ياد شده غنا و تكامل بخشيد. مقارن پيشرفت خطوط فوق حسن فارسي كاتب، خط تعليق را از خطوط نسخ و رقاع بوجود آورد خطّي كه اغلب حروف و كلمات آن بهم پيوسته بود و براي نوشتن احكام و فرمان ها و مراسلات رايج گرديد و بهمين جهت بنام تَرسُّل نيز ناميده شد. در غالب كتب قديمي واضع خطّ تعليق را خواجه تاج سلماني (897 هـ . ق) از تركيب خطوط 

رقاع و توقيع دانسته اند و خطّ تعليق او يك دانگ سطح وپنج دانگ دورداشت ولي قبل از اوايل خط وجود داشته است و قدر مسلّم اينست كه     خواجه تاج، خطّ تعليق ابتدائي را طبق اصول درآورده و خواجه عبدالحيّ منشي استرآبادي (907 هـ . ق) بدان قاعده و نزاكت بيشتري افزود. خطوط فوق سير تكاملي مي پيمود و تا قرن هشتم فقط همين خطوط متداول بود تا اينكه در نيمة دوم قرن هشتم ميرعلي تبريزي (850 هـ . ق ) از تركيب و ادغام دو خطّ نسخ و تعليق خطّي بنام نسختعليق بوجود آورد كه بسيار مورد اقبال واقع شد و موجب تحوّلي عظيم در هنر خوشنويسي گرديد خطّي كه حدود يك دانگ سطح و مابقي آن دور است و نام آن در اثر كثرت استعمال به نستعليق تغيير پيدا كرد. در مورد خطّ نستعليق نيز در بعضي از كتب قديمي مندرج است كه قبل از ميرعلي تبريزي اين خط وجود داشته و او آنرا تحت قاعده و ترتيب در آورده است. بهرحال زيبائي و ظرافت خاصّ خطّ نستعليق نظر خوشنويسان را به خود جلب كـرد و با وجـود رواج خطوط ششگانـه و تعليق در آغاز قرن نهـم حدود      كتابت با خطّ نستعليق انجام مي گرفت تا اينكه خطّ نستعليق را عروس خطوط اسلامي خواندند و بحقّ از زيباترين، ظريفترين و مشكلترين خطوط ايراني است. پس از ميرعلي تبريزي پسرش ميرعبداللّه و بعد از او ميرزا جعفر تبريزي (حدود 860 هـ . ق) و اظهر تبريزي (880 هـ . ق) در تكامل خطّ نستعليق كوششها كردند تا نوبت به سلطانعلي مشهدي (926 هـ . ق) رسيد كه در مدّت 85 سال عمر خود خدمات شاياني باين هنر اصيل نمود. از او قطعات و كتابتهاي فراوان و آداب المشقي منظوم بنام صراط السّطور با محتواي جالب و آموزنده باقي مانده كه از آن جمله است :

غرضِ مرتضي علي از خط نه همين لفظ بود و حرف و نُقط بَل اصول و صفا و خوبي بود زان اشارت به حُسن خط فرمود ...

و يا :

ايكه خواهي كه خوشنويس شوي خلق را مونس و انيس شوي ترك آرام و خواب بايد كرد وين زعهد شباب بايد كرد همه وقت اجتناب واجب دان از دروغ و زغيبت و بهتان از حسد دور باش و اهل حسد كز حسد صد بلا رسد به جسد حيله و مكر را شعار مكن صفت ناخوش اختيار مكن داند آنكس كه آشناي دل است كه صفاي خط از صفاي دل است خط نوشتن شعار پاكان است هرزه گشتن نه كار انسان است گوشة انزوا نشيمن كن يادگير اين سخن زپير كهن و نيز تعليمات خطّي شامل مفردات و آداب مشق و لوازم كتابت و غيره، كه از حوصلة اين مختصر بيرون است.

 از سلطانعلي مشهدي شاگرداني همچون سلطان محمّد نور (940 هـ . ق )، محمّد ابريشمي (951 هـ . ق) و سلطان محمّد خندان (حدود 957) باقي ماندند كه باستادي رسيدند. ميرعلي هروي (951 هـ . ق) شاگرد زين الدّين محمود، گوي سبقت از همگان ربود. در سال 935 عبيدخان ازبك امير بخارا بخراسان هجوم آورد و آنجا را تصرّف كرد و پس از مدّتي مجبور به بازگشت گرديد و ميرعلي را با خود به بخارا برد و امور كتابخانه و سرپرستي هنرمندان را به او سپرد. ميرعلي به واسطة مهاجرتِ اجباري و دوري از وطن و خانواده و مجالست با اغيار با وجود نوازشها، بسيار دلگير بود و اين امر بوضوح در قطعه شعري كه سروده و بخطّ زيباي خود نوشته مشهود است :

عمري از مشق دوتا بود قدم همچون چنگ تا كه خطّ من بيچاره بدين قانون شد طالب من همه شاهان جهانند و مرا در بخارا جگر از بهر معيشت خون شد سوخت از غصّه درونم چكنم چوُن سازم كه مرا نيست از اين شهر رهِ بيرون شد اين بلا بر سرم از حسن خط آمد امروز وه كه خط سلسلة پاي من مجنون شد

ميرعلي هروي صاحب رساله اي بنام مداد الخطوط است و از محتواي آن شعر زير مي باشد كه بجا سروده است :

پنج چيز است كه تا جمع نگردد در خط هست خطّاط شدن نزد خردمند محال دقّتِ طبع و وقوفي ز خط و خوبي دست طاقتِ محنت و اسبابِ كتابت بكمال گر ازين پنج يكي راست قصوري حاصل ندهد فايده گرسعي نمائي صد سال

ميرعلي هروي با آثار ذيقيمتي كه از خود بيادگار گذارد و تربيت شاگردان بسيار، خدمات شاياني به هنر خوشنويسي نمود. از شاگردان معروف او سيّد احمد مشهدي (986 هـ . ق) است كه محمّدحسين تبريزي را تعليم داد.

اين ميراث گرانبها بخوبي حفظ شد تا نوبت به هنرنمائي مالك ديلمي (969 هـ . ق) محمّدحسين تبريزي      (985 هـ . ق) و باباشاه اصفهاني (996 هـ . ق) رسيد كه خوشنويس آخرين بخصوص در كتابت بي نظير بود.

و بعد خوشنويسِ نامي، آشناي همه، ميرعمادالحسني (1024 هـ . ق) معاصر شاه عبّاس صفوي پا بعرصة ظهور نهاد. او از استادي چون محمّدحسين تبريزي بهره گرفت و از روي خطوط ميرعلي هروي و باباشاه اصفهاني و ساير اساتيد گذشته مشق بسيار كرد و با نبوغ خود تغييرات و سبكي در خطّ نستعليق بوجود آورد كه هنوز پس از گذشت قريب 400 سال مورد استفاده و الهام بخش خوشنويسان است. او پاية خط را بجائي نهاد كه از زمان پيدايش خطّ نستعليق تاكنون هيچ خوشنويسي را ياراي برابري با او نبوده است و هم در زمان او هنرمند بزرگ ديگري چون عليرضا عبّاسي رقيبي براي او بشمار مي رفت كه علاوه بر خطّ نستعليق خَفي و جَلي در خطّ ثلث نيز استاد بود بطوريكه غالب كتيبه هاي مساجد و بناهاي تاريخي اصفهان بخطّ ثلث او و يا بسرپرستي او انجام شده است و بهمين لحاظ بيشتر مورد توجّه دستگاه حاكمة وقت بود. از آنجائيكه ميرعماد هنرمندي آزاده، و داراي عُلوّطبع بود معاندين او نزد شاه عبّاس به سعايت پرداختند و    شاه عبّاس باو بي مهر شد و ميرعماد را خوش نيامده و اشعار گله آميز و سپس نيش دار مي سرود و بخطّ خود مي نوشت و براي شاه و درباريان مي فرستاد و آتش خشم آنها را برمي انگيخت تا بدستور شاه عبّاس و بدست مقصودبيك مسگر در سال 1024 در سنّ 63 سالگي بقتل رسيد. از ميرعماد بزرگاني همچون نورالدّين محمدلاهيجي (1052 هـ . ق) ـ عبدالجبّار (1065 هـ . ق) ـ ابوتراب اصفهاني (1072 هـ . ق) ـ نوراي اصفهاني (1078 هـ . ق) عبدالرّشيد (1081 هـ . ق)، خواهرزاده و ميرابراهيم و گوهرشاد، پسر و دخترش و .... بجاي ماندند كه در خطّة خط كوشيدند، سبكش را گسترش دادند و اين هنر شريف را بديگران سپردند و رفتند.

بطور كلي قرنهاي نهم، دهم و يازدهم هجري قمري را مي توان قرنهاي درخشان در هنر خوشنويسي دانست. در آن قرنها بزرگان بسياري پا بعرصة خوشنويسي نهادند و چراغ خط را روشن نگاه داشتند.

در اواسط قرن يازدهم سوّمين خطّ خالص ايراني يعني شكسته نستعليق بدست مرتضي قليخان شاملو حاكم هرات از خطّ نستعليق احداث گرديد. علّت پيدايش آن تندنويسي و راحت نويسي و ديگر ذوق و خلاّقيّت ايراني مي توانست باشد. همانطوريكه بعد از پيدايش خطّ تعليق، ايرانيان بخاطر سرعت در كتابت، شكسته تعليق آنرا نيز بوجود آورده بودند. خطّ شكسته نستعليق بدست ميرزا شفيعا هراتي (1081 هـ . ق) كامل تر شد و درويش عبدالمجيد طالقاني (1184 هـ . ق) قواعد جديدي وضع نمود و آنرا بكمال نوشت. در اينجا لازم مي آيد از چهارتن خوشنويسِ نامي كه در چهار خطّ ثلث، نسخ، نستعليق و شكسته نستعليق به اركان اربعة هنر خوشنويسي مشهور گشته اند و در عصر حاضر نيز اين چهار خط بيشترين سهم را نسبت بخطوط ديگر بخود اختصاص داده است نام برده شود :

اول :  در خطّ ثلث، جمال الدّين ياقوت (698 هـ . ق)

دوم :  در خطّ نسخ، ميرزا احمد نيريزي (اواسط قرن دوازدهم هجري قمري)

سوم :  در خطّ، نستعليق، ميرعماد الحسني (1024 هـ . ق)

چهارم :  در خطّ شكسته نستعليق ، درويش عبدالمجيد طالقاني (1185 هـ . ق)

و جا دارد كه از معروفترين خوشنويسان تعليق، خواجه اختيار منشي گنابادي (990 هـ . ق) و نجم الدّين مسعود ساوي ، نامي بميان آيد.

قرن سيزدهم در دورة قاجاريّه خطّاطان بزرگي پا بعرصة ميدان نستعليق و ديگر اقلام نهادند و سختي هاي اين هنر ظريف را بجان خريدند و در توسعة آن دوباره كوشيدند كه از معروفترين آنها عبّاس نوري                  (1255 هـ . ق) ـ وصال شيرازي (1262 هـ . ق) ـ و پسران هنرمندش ـ احمد شاملو مشهدي                   (1264 هـ . ق) ـ ميرزا محمّدكاظم (1320 هـ . ق) ـ محمدحسن تهراني (كاتب السلطان) (1270 هـ . ق) ـ فتحعلي حجاب (1269 هـ . ق) ـ ميرحسين خوشنويس باشي (1303 هـ . ق) ـ اسداللّه شيرازي                (1307 هـ . ق) ـ ميرزا آقاخمسه اي (تا 1307 هـ . ق) ـ ابوالفضل ساوجي (1312 هـ . ق) عبدالرّحيم افسر (1315 هـ . ق) ـ محمّدحسين شيرازي (كاتب السلطان) (1316 هـ . ق) ـ عبدالحميد ملك الكلامي            (1328 هـ . ش) ـ علينقي شيرازي (تا 1335 هـ . ق) ـ ميرزا محمّد ابراهيم تهراني (ميرزا عمو) و از همه معروفتر ميرزا غلامرضا اصفهاني (1304 هـ . ق) ـ ميرزا محمّدرضا كلهر (1310 هـ . ق) و محمّد حسين عمادالكتّاب (1315 هـ . ش) را مي توان نام برد.

ميرزا غلامرضا پيرو شيوة مير بود و با قدرت دست عجيب خود پهلواني در ميدان نستعليق بوده و هست. قلم كتابت و مشقي و بخصوص تا ششدانگ كتيبه را استادانه مي نوشت كه قدرت او بويژه در آثار كتيبه و سياه مشقهاي بي بديلش بوضوح نمايان است. از شاگردان معروفش ميرزا ابراهيم تهراني ملقّب به (ميرزا عمو) است كه آثار كتيبه اي بسيار نفيس از خود بيادگار گذارده است. همچنين ميرحسين خوشنويس فرزند     ميرزا آقاست كه از او نيز آثار و سياه مشق هاي ممتاز و استادانه اي بجاي مانده است.

محمّدرضا كلهر شاگرد ميرزا محمّد خوانساري و ميرزا محمّد مهدي بود و از خطوط ميرعماد مشق بسيار كرد. خوشنويسي پركار و در شبانه روز 18- 16 ساعت مي نوشت و در اثر كثرت مشق و حسن سليقه و ابتكار و خلاّقيّت خود روش جديدي در كتابت بجاي گذارد و نظر باينكه ميرزاي كلهر در زماني مي زيست كه صنعت چاپ در ايران پا بعرصة وجود گذارده بود سبكي را ارائه داد كه لازمة زمان بود و بسيار مقبول افتاد و چون اكثر كتابتهائي كه مي نوشت بوسيلة چاپ سنگي انتشار مي يافت و مورد استفادة خوشنويسان قرار مي گرفت تأثير بسيار زياد در خطوط اكثر خوشنويسان بجاي گذارد بطوريكه خوشنويسان معاصر نيز غالباً از آن پيروي مي كنند.

شاگردان كلهر مانند زين العابدين شريفي ـ صدرالكتّاب ـ ميرزا مهدي خان (1308 هـ . ش) ـ         مرتضي نجم آبادي (1326 هـ . ش) ـ سيّدمرتضي بَرَغاني (1308 هـ . ش) ـ و نيز (فرزندان ايشان مرحوم استاد سيّد حسين ميرخاني و استاد سيّد حسن ميرخاني كه با يك واسطه شاگرد كلهر محسوب مي شوند)، در ترويج شيوة كلهر كوشيدند.

و جالب توجه اينجاست، محمّد حسين عمادالكتّاب نيز كه ابتدا از روي خطوط ميرعماد مشق مي كرد متوجّه خطّ كلهر شد و شيوة خود را باو نزديك كرد و حتّي بهتر از شاگردان كلهر باعث گسترش شيوة او گرديد ؛  و با انتشار يك دورة كامل رسم المشقِ نستعليق و يك مُرقّع شامل تعاليم مفرداتِ اقلام ديگر خدمات   شايسته يي را در اين راه باعث گرديد و خود او نستعليق را از غبار تا كتيبه استادانه مي نوشت. زندگاني عمادالكتّاب خالي از حادثه نبوده و سالهاي 1334 تا 1337 قمري را بجرم عضويّت در كميتة مجازات در زندان و تبعيد گذرانيد.

شاگردان عمادالكتّاب همچون استادان علي اكبر كاوه ـ ابراهيم بوذري ـ مرحوم حسن زرّين خط (1357 هـ . ش) ـ مرحوم علي منظوري (1329 هـ . ش) ـ مرحوم تقي حاتمي ـ مرحوم عليِ آقاحسيني (1341 هـ . ش) ـ سيّد ابوالفضل كجوري ـ محمّد فرزيب ـ علي دانش و برادران سروش و .... بارگران و امانتِ نستعليق را به خوشنيوسان بعضي مسن و غالباً جوان امروز سپرده اند. اينان اكثراً در انجمن خوشنويسان ايران و نيز خارج از آن در راه ترويج اين هنر والا و ظريف كوشا هستند.

شايد تقدير چنين بود كه در دوران معاصر، پويندگان مكتب كلهر، پرچمدار اين حركت باشند و بنياد انجمن خوشنويسان ايران، در آن سالها به دست دو برادر ارجمند سيّدحسين و سيّدحسن ميرخاني با همراهي و همدلي استاداني همچون علي اكبر كاوه و ابراهيم بوذري و همچنين به همّت دكتر خسرو زعيمي مديرعامل وقت انجمن، به عنوان يك بنياد هنري متمركز كه مقدرات خوشنويسي معاصر ايران را به دست داشته باشد، پايه گذاري شود. اگرچه عدم پويايي و پي گيري سبك قديم، در دوران معاصر و نبود خوشنويسان پهلوان آن سبك، خُسراني براي تحرك بيشتر خوشنويسي معاصر بود، اين استادان به ويژه مرحوم استاد سيّدحسين ميرخاني، توانستند، انجمن خوشنويسان ايران را، با پايه هايي استوار بنا نهند كه اكنون با گذشت بيش از پنجاه سال، كهن ترين و فعال ترين مركز هنري ايران به شمار مي رود.

انجمن خوشنويسان ايران به همّت اين استادان گرانقدر، شاگردان بسياري را در حد خوشنويسان بزرگ تربيت كردند كه هر يك از آنان شاگردان توانا و هنرمندي را وارد عرصه خوشنويسي ايران كرده اند. بدين لحاظ به يقين مي توان گفت تشكيل انجمن خوشنويسان ايران در آن دوران، يك واقعه تاريخي، در هنرهاي ملي ايران بود كه با آن انقطاع، قطعاً خوشنويسي ايران به جايگاهي كه امروز در آن ايستاده ايم نمي رسيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مرداد1384ساعت 7 بعد از ظهر  توسط صادق تاج بخش   | 

مطالب قدیمی‌تر